گزينه 1 درست است.
گزینه 1 درست است، زیرا عامل اصلی استفاده از وقفه (Interrupt) به جای روش سادهتر سرکشی (Polling)، افزایش بهرهوری منابع از جمله CPU و نیز دستگاههای IO است. در روش سرکشی، وقت CPU، مکرّراً برای سرکشی به IO هایی که ممکن است در حال حاضر کاری با CPU نداشته باشند هدر میرود، اما در وقفه هر کس کاری با CPU دارد خودش به CPU خبر میدهد. در مقابل، سرکشی وقت IO را نیز هدر میدهد، زیرا مثلاً ممکن است یک دستگاه IO بافرش پر یا خالی شده و مجبور است بیکار بماند تا نوبت سرکشیاش توسط CPU فرا برسد. بنابراین گزینه 4 نادرست است، زیرا اوّلا فقط به اتلاف IO اشاره کرده و اتلاف CPU را نادیده گرفته و ناقص است. دوّم اینکه در مورد IO کلمه «جلوگیری» از اتلاف مناسب نیست، زیرا جلوگیری به معنی حذف کامل اتلاف و بهرهوری 100% است که عملاً غیر ممکن است و ما بهرهوری را بالا میبریم و بهبود میبخشیم ضمن اینکه میانیم بهرهوری 100% نه در اینجا که در دنیای مادی دست نیافتنی است!
گزینه 2 رد میشود، چون پیادهسازی در وقفه سادهتر از سرکشی نیست، زیرا برنامهنویسی را برای وقفههای سختافزاری، آسنکرون (ناهمگام و تصادفی) و سطح پایین و رقابت خیز میسازد.
بدیهی است که گزینه 3 (کاهش زمان ارتباطات) نیز نمیتواند دلیل اصلی ایجاد وقفه باشد، چون عوامل تأخیر ارتباطات شبکهای، تأخیر انتقال، تأخیر انتشار، تأخیر صف ها و تأخیر پردازشی است و ربط چندانی به موضوع این پرسش ندارد.